( برای کودکان و نوجوانان)

 ادبیات،تجلّی اهتزاز روح سخنوران در قالب نظم و نثر است ؛ این اهتزاز در شعر ، با عناصر خیال و موسیقی کلام همراه است ؛ از این رو زودتر به غایت خود(برانگیختن احساس ، عاطفه و تخیّل ) می رسد و بر دل وجان می نشیند. زبان شعر، زبان ایجاز و ایما و اشاره است و چون احساس ، عاطفه و تخیّل را برمی‌انگیزد و بیان هنرمندانه دارد ، پیام‌رسانی آن، آسان‌تر و اثر گذاری آن ماندگارتر است .

شعر خوانی

 اجرای هنرمندانه‌ی یک شعر یا منظومه است ؛ به گونه ای که همه‌ی زیبایی‌های لفظی و معنوی آن آشکار شود . پس خواندن به تنهایی برای نشان دادن تمامی زیبایی‌های شعر کافی نیست ؛ بر همین اساس ، اجرای شعر گرچه آسان به نظر می‌رسد ، کاری دشوار است . کسی می تواند یک شعر را درست اجرا کند که آن را درست بخواند ؛ درون مایه و زیبایی‌های لفظی و معنوی آن را دریابد ؛ لحن و بیان جنبه‌های گوناگون موسیقایی آن را احساس کند ؛ حرکات اندام‌های خود را با آن هماهنگ سازد ؛ هر یک از واژه‌های شعر را برابر تکیه وتأکیدهای شاعر بخواند ؛ به ساحت شاعر برود و بازتاب عنصرهای گوناگون شعر ، در گفتار ، رفتار و حالات او نمایان شود . مخاطبان نیز در اجرای خوب هر شعر ، علاوه بر التذاذ ادبی ، با درست خوانی و درک زیبایی‌های شعر آشنا می‌شوند . عبّاس یمینی شریف ، شاعر کودک و نوجوان ، معتقد است که اگر کودک و نوجوان در برابر شعر این سه عکس العمل را داشته باشند ، این شعر به خوبی به او عرضه شده‌است :

   1- لذّت و شور و شعف 2 - کنجکاوی و اکتشاف        3 - عمیق شدن درک و فهم .

عناصر  شعر کودک و نوجوان

 1- موسیقی و وزن : نخستین عنصری که بچّه‌ها را به شعر جذب می‌کند ، آهنگ و وزن(موسیقی شعر) است

2- قافیه : موسیقی شعر ، ترکیبی است از وزن و آهنگ ؛ کودک و نوجوان پیش از آن که در موسیقی کلامی یا شعر به وزن های شعر برسد ، قافیه را می‌شناسد و برای او ، شعر بودن با داشتن قافیه مشخّص می شود .

 

 

۳- عاطفه و تخیّل‌: خاستگاه آفرینش تمامی هنرها از جمله شعر ، خیال است ؛ تصویرهای ذهنی که شاعر باید در شعرش از آن‌ها بهره بگیرد از سرزمین احساس و عاطفه سربرمی‌آورند ؛ بنا بر این ، تخیّل سرچشمه‌ی شعر و عنصر ذاتی آن است و وجه تمایز شعر از غیر شعر همان مخیّل بودن آن است .

 4- درون مایه:  مضامین (درون مایه‌ها) شعر کودک و نوجوان برگرفته از حیطه‌ی زندگی واقعی او،  وصفی ، تمثیلی ، اخلاقی و تربیتی باشد .

 عوامل زبر زنجیری در خوانش شعر

 واج‌ها ، تکواژها ، واژه‌ها ، و گروه‌ها به طور منظّم و طبق قواعد خاصّی پشت سر هم قرار می‌گیرند تا جمله و عبارتی ساخته شود . به این واحدها که زنجیروار به دنبال هم می‌آیند ، واحدهای زنجیری گفتار می‌گویند ؛ امّا واحدهای دیگری نیز وجود دارند که در هیچ یک از جایگاه‌های واحدهای زنجیری گفتار قرار نمی گیرند و به عبارتی دیگر در نوشتار منعکس نمی‌شوند، که  آن‌ها را واحدهای زبرزنجیری گفتار می‌نامند ؛ مهم ترین واحدهای زبرزنجیری گفتار عبارتند از : آهنگ ، تکیه ، درنگ ( مکث ).

 آهنگ :  معمولاً وقتی سخنی را آغاز می‌کنیم آهنگ صدای ما از پایین شروع شده و رفته رفته بالا می‌رود و دوباره پایین می‌آید تا به سکوت بینجامد ؛ مفهومی که این قبیل  عبارات ارئه می‌کنند مفهوم »خبری« است ؛ امّا اگر صدا از آغاز از پایین شروع شده وبالا برود و فرود نداشته باشد ، جمله مفهوم »پرسشی« را دربرخواهدداشت .

 تکیه :  هنگام بیان عبارتی  و یا جمله ای ، برخی از هجاهای آن را به گونه‌ای مشخّص‌تر و برجسته‌تر از هجاهای دیگر بر زبان می‌آوریم ، یعنی  ادای یک هجا با شدّت و فشار بیشتر از سایر هجاها در جهت القای یک معنی ؛ مثلاً

در جمله‌ی »هر کس باید تنها با زمان کشتی بگیرد « تکیه روی هجای اوّل »تن«یا هجای دوم »ها«در واژه‌ی »تنها« مفهوم جمله را عوض می‌کند .

 درنگ :  خوانش شعر، بنا به ضرورت با درنگ های میان واژه‌ای و یا پایان واژه‌ای همراه است تا پیام شعر بدون هیچ ابهامی درک شود و زیبایی‌های شعر آشکار گردد . در زبان فارسی مکث همواره با تکیه همراه است .

معیارهای درست خواندن شعر

1 - تلفّظ صحیح؛

2 - روان و رسا خواندن شعر؛

3 - شروع و پایان مناسب شعر خوانی؛

4 - توجّه به علایم نگارشی؛

5 - توجّه به ردیف وقافیه؛

6 - توجّه به وزن شعر؛

7 -  گرمی ، جذّابیت و نشاط لازم در صدا (حرارت خواندن )؛

8 - توجّه به پیوندهای آوایی و معنایی؛

9- لحن محتوایی شعر ( حماسی،غنایی،تعلیمی،داستانی و ....)؛منبع:وبلاگ مدرسه راهنمایی شهید فهمیده

10 - آگاهی‌های ادبی ( فصاحت و بلاغت و شناخت آرایه های ادبی،‌ آشنایی با صورخیال و موسیقی شعر و ...)